محمد مهدى ملايرى

390

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شعبان آينده ؟ سپس بزرگان اصحاب را جمع كرد و گفت اموالى كه بر ما وارد مىشود فراوان شده و آنچه از آن قسمت كرده‌ايم بدون تعيين وقت است . آيا چگونه مىتوان براى اين كار قاعده و نظمى به وجود آورد ؟ گفتند ناچار بايد اين كار را از آيين ايرانيان آموخت ، آنگاه هرمزان را حاضر ساختند و از او در اين مسأله راى خواستند . او گفت ما حسابى داريم كه آن را « ماهروز » مىخوانيم و آن حساب ماهها و روزها است ، پس همين كلمه را گرفتند و به صورت مورخ درآوردند و مصدر آن را هم تاريخ گفتند و به كار بردند . » وقتى در اين موضوع بحث و پىجويى خود را دنبال كنيم چند مطلب براى ما روشن مىشود كه براى پىبردن به اصل اين كلمه و طريق راه يافتن آن به زبان عربى و دگرگونى آن در اين زبان بسيار مفيد است . مطلب نخست اين‌كه آنچه را كه ما امروز « تاريخ » مىخوانيم ، در ايران پيش از اسلام « ماهروز » مىخوانده‌اند و اين كلمه هم به همين معنى بسيار معروف و مشهور بوده . اين معنى را گذشته از اين‌كه در لغت‌نامه‌هاى فارسى هم ذيل معنى « ماهروز » ذكر كرده‌اند از بعضى مآخذ دست اول عربى هم كه مطالب آن‌ها مستقيما از مصادر پهلوى يا ترجمه‌هاى آن‌ها گرفته شده به خوبى مىتوان فهميد . و از اين‌كه در اين‌گونه مآخذ عربى در مواردى كه معمولا تاريخ بعضى از حوادث بزرگ را ذكر مىكنند كلمه ماه و روز عينا با همان عبارت فارسى نقل شده بدون اين‌كه به كلمهء « شهر » و « يوم » ترجمه شود چنين معلوم مىشود كه اين اصطلاح به اندازه‌اى معروف بوده كه حتى توجهى هم به معناى انفرادى كلمه نداشته‌اند . طبرى در بيان تاريخ برخى حوادث مهم دورهء ساسانى كه از خداينامه يا مآخذ ديگر ساسانى گرفته به‌طور مكرر اين كلمه را به كار برده ، من‌جمله در بيان تاريخ روزيكه سرداران خسرو پرويز كه با برانگيختن پسرش شيرويه بر او شوريده بودند ، بر او دست يافته و به زندانش افكندند ، گويد : « و طلب فأخذ ماه آذر و روز آذر و حبس فى دار المملكة » . و هم‌چنين در بيان تاريخ كشته شدن خسرو پرويز در هنگام پادشاهى پسرش شيرويه گويد : « و كان قتله ماه آذر روز